مژده بده! مژده بده! یار پسندید مرا

سایه ی او گشتم و او برد به خورشید مرا 

جان دل و دیده منم! گریه ی خندیده منم!

یار پسندیده منم! یار پسندید مرا

کعبه منم قبله منم! سوی من ارید نماز

کان صنم قبله نما خم شد و بوسید مرا

پرتو دیدار خوشش تافته در دیده ی من

اینه در اینه شد: دیدمش و دید مرا

وصال نزدیک است! خدایا شکرت! به زودی با معشوق خلوت میکنم! دوباره ان ارامگاه زیبا......... دوباره ان مقبره را در اغوش میکشم............


موضوعات مرتبط: کمی از من ، عاشقانه ها

تاريخ : یکشنبه 30 شهریور1393 | 18:2 | نویسنده : مروارید |

تنهام! وقتی نفسهای تو نیست.

یک هفته است که فهمیدم بدون تو قلبم نمی زنه. منو گذاشتی و رفتی؟

چرا؟

هیچ کس مثل تو مرد نیست. 

یا شیخ! با یادت زنده موندم اما یادم رفت زندگی کنم. 

توی چشمهام بهم گفت: تو کسی رو نداری!

همون وقتی که اروم لبخند می زدم با دستهای یخ زده ام  گفتم: خدا رو شکر که تو کسی رو داری!

اما میدونم حسادت به قلبم رخنه کرد! اما زود قلبمو پاک کردمو بغض به گلوم اومد!

با لبخند بغضمو قایم کردم! توی دلم گفتم: قربونت برم خدا...... منو با شیطون تنها نذار. من واقعا می ترسم!

نفرین نکردم ولی قلبم سوخت!

کاش بهش می گفتم: من یکی رو دارم که همه کس منه! کاش میگفتم: تو نمیبینی اونو! چون فقط مال منه! چون دستش توی دستامه. کاش میگفتم: نگاه شیخ فقط واسه منه.

سکوت کردم و با لبخند تیکه های قلبمو با دستم جمع کردم و رفتم!

کاش این زخم زود خوب بشه!


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : چهارشنبه 26 شهریور1393 | 23:10 | نویسنده : مروارید |
من از حال و هوای پریشونی

از گریه تو شبهای بارونی

از حس شکستن و ویرونی

اینکه داغونم و تو نمیدونی

من از تک تک لحظه های بی تو

از غصه ی روزای دوری تو

از دلی که دل منو سوزونده

از عکسهایی که جا مونده............

بیزارم

(بخشی از ترانه اهنگ بیزارم از عماد طالب زاده)


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : پنجشنبه 20 شهریور1393 | 1:23 | نویسنده : مروارید |

دختر با چشمای اشک الود از پسر توضیح خواست اما مثل همیشه حرفای تکراری شنید: من چی کار کنم؟؟ پیش اومد دیگه! اصلا به من چه؟؟ نفسم نکشم؟؟ مگه من خواستم؟؟ میشه بیخیال بشی؟ مگه دوستم نداری؟؟؟ اه.........

دختر حرفی نزد چون سکوت را خوب می دانست.... پسر باز هم او را نمی فهمید اما برای جبران شاخه ای گل و حلقه ای در دست.........

حالا خدا هم می داند که دختر حق داشت چون فقط او را می خواست همان موجود عاشق!


موضوعات مرتبط: عاشقانه ها

تاريخ : جمعه 14 شهریور1393 | 18:49 | نویسنده : مروارید |
ان روزها که من برای تو می مردم

مردند

تو تابوت هایشان را گلباران کن

من انها را ارام

در سینه ام

دفن خواهم کرد

(سعید اسکندری)


موضوعات مرتبط: کمی از من ، عاشقانه ها

تاريخ : شنبه 1 شهریور1393 | 0:13 | نویسنده : مروارید |

موقعی که جون میداد توی دستای خودم بود اما من نفهمیدم.... کاش میفهمیدم و دستاشو محکم میگرفتم که نره!

کاش عشقمو فریاد میزدم که ازم نگیرنش! میخواستمش اما نشد که با هم باشیم.....

کاش مرگ اینطوری سراغ ادما نمیومد! میگن حقه.... پس چرا حق من نیست که اینقدر زجر نکشم؟! قلبم درد میکنه........... کاش دختر نبودم! میشه بهم تسلیت بگین؟ بهش نیاز دارم!

هر کس از دور میاد و به قلبتون نزدیک میشه اعتماد نکنین! همه مسافرن! اهل جای دیگری بودن و هستن..... دیر یا زود میرن.......

منو تو اغوشت بگیر خدا

میخوام بخابم


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : سه شنبه 7 مرداد1393 | 9:2 | نویسنده : مروارید |

دیشب فهمیدم که کسی رو از دست دادم! کسی که باهاش خندیدم...گریه کردم..محبت کردم..شیطنت کردم..........دوستش داشتم...........

توی یه حادثه از دست دادمش..رفته بود برای مامان و باباش کاری انجام بده. فکر کنم شهید حساب میشه یا مقدس از پیش ما رفته!

خدا هیچ کس و مثل من توی این امتحان نذاره. نبودنش تلخه! دعا کنین از امتحانش سالم بیرون بیام!

موقعی که جون میداد توی دستای خودم بود.


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : دوشنبه 6 مرداد1393 | 17:10 | نویسنده : مروارید |
اشوبم! ارامشم تویی........ به هر ترانه ای سر می کشم تویی...............

ممنونم که هستی قربونت برم! عیدت مبارک شیخ بزرگوار! هنوز تا لحظه ی دیدار مونده..... ولی خیلی به هم نزدیک شدیم  

خدایا شکرت! عید همه مبارک 


موضوعات مرتبط: کمی از من ، عاشقانه ها

تاريخ : دوشنبه 6 مرداد1393 | 2:1 | نویسنده : مروارید |

رفت ان سوار. کولی!

با خود تو را نبرده!

شب مانده است و با شب....

تاریکی فشرده

کولی کنار اتش رقص شبانه ات کو؟

شادی چرا رمیده؟ اتش چرا فسرده؟

رفت ان که پیش پایش دریا ستاره کردی

چشمان مهربانش یک قطره ناسترده

رفت ان سوار......کولی!

دلم می خواد ساعتها برات بنویسم شیخ! این قدر اشک ریختم که چشمانم اشک ندارد. شیخ کجایی؟ ساعتها میشینم و به عکس ارامگاهت خیره میشم. کاش اونجا بودم! یعنی میشه بازم قسمتم بشه؟ همیشه به یادگاری هایی که ازت مونده خیره میشم. شبها کتابتو بغل میکنم و میخوابم. قبل از خواب تا مدت زیادی تصور میکنم که دارم به سمت ارامگاهت میدوم...... یه دسته گل توی دستامه! وقتی به دیوار ارامگاهت میرسم بارها بهش بوسه میزنم. بی قرار میشم. داخل ارامگاه که میرم با اشکهای زیاد و بی قراری شدید......

کاش بیاد! همونی که اروم و پاک و مهربون نگاهم میکنه. همون پیرمرد با محاسن سفید. همونی که یه شال سفید بهم هدیه میده. همونی که اروم به دستاش بوسه میزنم. نمیدونم خوابم یا بیدار! اما میدونم که دوست داشتنیه این لحظات..... نباید میگفتم اما دلم داره میترکه.......شیخ! پیشم باش!

تا کی حضرت حافظ بگه:

او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود

کام بستانم از او یا داد بستاند ز من

امشبم میگذره........................


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : شنبه 28 تیر1393 | 1:5 | نویسنده : مروارید |
از اسمانم ماتم ببارد!

هراس بی تو ماندنم ادامه دارد!

به لب رسیده جان کجایی؟

که برده طاقتم جدایی.............

باران تویی! به خاک من بزن!

بازا ببین! که بی مه تو من هوای پر زدن ندارم!

کجایی؟...........................

تمام هوای این شعر تقدیم به بزرگم! با تمام لحظه های این شعر در ارامگاه شیخ پرسه میزنم! با تمام وجود به سمتش می دوم.......................اوج میگیزم!

این ترانه رو گروه چارتار بازخوانی کرده اند به اسم باران تویی.........کار فوق العاده ای شده!


موضوعات مرتبط: عاشقانه ها

تاريخ : جمعه 27 تیر1393 | 1:49 | نویسنده : مروارید |
مورد داشتیم رفته نبرد برابر زن و مرد

.

.

.

.

هنوز برنگشته! داره به مردا میگه برابر یعنی چی؟!!!


موضوعات مرتبط: خنده

تاريخ : چهارشنبه 25 تیر1393 | 1:43 | نویسنده : مروارید |
قسمت هرکی یه جوره!

کاش..........! خدا پس کجایی؟

اینجایی؟ نه؟ خوبه! 

سراغ کی برم که حرفامو بشنوه؟ که برام دل بذاره؟ یکی که عشق داشته باشه؟ یکی که همه چیو درست کنه؟

خدا هیچ کس نمیتونه!

دلم تنگ شده!

ممنون که نگاهم میکنی..............................


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : یکشنبه 22 تیر1393 | 1:38 | نویسنده : مروارید |
سلام خدا.......تنهایی خیلی بده. از تنهایی بدم میاد. پیشم باش! وقتایی که نمیشه زندگی رو درست کرد تو کنارم باش! حرفامو میشنوی؟ 

میشه شما بغلم کنی؟! دستامو بگیر با هم راه بریم.

وقتایی که خنجر دست خودمه باهام مهربونی کن! اصلا نمیدونم...... خدایی کن قربونت برم!


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : پنجشنبه 19 تیر1393 | 0:8 | نویسنده : مروارید |
چرا؟ واقعا چرا ادما به هم اینطوری ارزش میدن؟

 چرا یکی برای بقیه از جون مایه میذاره اما بقیه بی خیال و بی تفاوت میگذرن؟؟؟

از سرد بودن بدم میاد. دلمو میشکنه!

 لطفا به هم رحم کنید


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : پنجشنبه 12 تیر1393 | 1:24 | نویسنده : مروارید |
همیشه یک فرصت به ما داده میشه که بفهمیم کجا ایستادیم! من بالا نیستم اما پایینم نیستم. جایی ایستادم که قلبم میگه هنوز مطمئن نباش! کاش اینقدر زود تصمیم نگیریم............

تاريخ : چهارشنبه 4 تیر1393 | 2:37 | نویسنده : مروارید |

گاهی حس میکنی یه نفر اونقدر که باید برات ارزش نداره! اما اینقدر با اطمینان نگو!

 گاهی حس میکنی دور بودن اذیتت نمیکنه! اما اینطور نیست!

 گاهی دوست داشتن انکار نشدنیه..........

 حتی اگه به بقیه دروغ بگی اما به خودتو دلت نمیتونی دروغ بگی!

توی اینه به چشمات نگاه کن! بهش فکر کن! اشکها به سراغت اومدن؟

پس دیگه دروغ نگو!


موضوعات مرتبط: عاشقانه ها

تاريخ : دوشنبه 2 تیر1393 | 16:39 | نویسنده : مروارید |
روزها می گذرند! 

عکس ارامگاهت ارامش را به قلبم راه می دهد.

همیشه باش! نسیم ارامشم



تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد1393 | 12:16 | نویسنده : مروارید |
جهان جمله تویی! تو در جهان نه!

همه عالم تویی! تو در میان نه!

به جان جمله ی مستان که مستم!

بسوزان هستیم گر بی تو هستم

دلی دارم در او صد عالم اسرار

ولیکن شرح یک سر و زبان نه

خرابم! بیخودم! مستم! چه دانم؟!

کجایی شیخ؟ دیگه طاقت ندارم! تا کی دوری؟ من کجای این ماجرا بودم که.........

کاش یه لحظه پیشم بیای!


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : سه شنبه 13 خرداد1393 | 0:28 | نویسنده : مروارید |

خدا میدونه چی به من گذشته

 دلم از همه از خودم شکسته

هرچی که بوده پاشیده از هم

مثل یک بغض در هم شکسته

 خودم درها رو بستم و رفتم

تو خواستی! اما من برنگشتم

 نفس کشیدم با نفس تو!

من سنگ نبودم اخر شکستم

 سخته! دلتنگی سخته!

قدر یه ساله برام یه لحظه

 تلخه! تنهایی تلخه!

بی کسی بدترین درده

 بسه! خودخوری بسه!

تا کی شب و روز تنم بلرزه؟

عشقت در حد حرفه

بودنت با من یه عادت محضه!

 ...........................................

 باید بتونم تنها بمونم!

اصلا مهم نیست رو به جنونم


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : یکشنبه 11 خرداد1393 | 21:2 | نویسنده : مروارید |
کسی نمیدونه خودکشی بده یا خوبه؟!

پاسخ این سوال یک جواب کاملا نسبیه.

از دید عرفان خود کشی هم خوبه هم بده. اگه من بودنو نابود کنی به تعالی می رسی و اگه نعمت خدا یعنی روح از بدن جدا بشه کار منفوری انجام دادی.

از دید روانشناسی چندین تفکر داره حتی بعضیا باهاش موافقن.

گاهی فکر کردن بهش ترسناکه اما گاهی شیرینه


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : پنجشنبه 1 خرداد1393 | 0:29 | نویسنده : مروارید |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.