رفت ان سوار. کولی!

با خود تو را نبرده!

شب مانده است و با شب....

تاریکی فشرده

کولی کنار اتش رقص شبانه ات کو؟

شادی چرا رمیده؟ اتش چرا فسرده؟

رفت ان که پیش پایش دریا ستاره کردی

چشمان مهربانش یک قطره ناسترده

رفت ان سوار......کولی!

دلم می خواد ساعتها برات بنویسم شیخ! این قدر اشک ریختم که چشمانم اشک ندارد. شیخ کجایی؟ ساعتها میشینم و به عکس ارامگاهت خیره میشم. کاش اونجا بودم! یعنی میشه بازم قسمتم بشه؟ همیشه به یادگاری هایی که ازت مونده خیره میشم. شبها کتابتو بغل میکنم و میخوابم. قبل از خواب تا مدت زیادی تصور میکنم که دارم به سمت ارامگاهت میدوم...... یه دسته گل توی دستامه! وقتی به دیوار ارامگاهت میرسم بارها بهش بوسه میزنم. بی قرار میشم. داخل ارامگاه که میرم با اشکهای زیاد و بی قراری شدید......

کاش بیاد! همونی که اروم و پاک و مهربون نگاهم میکنه. همون پیرمرد با محاسن سفید. همونی که یه شال سفید بهم هدیه میده. همونی که اروم به دستاش بوسه میزنم. نمیدونم خوابم یا بیدار! اما میدونم که دوست داشتنیه این لحظات..... نباید میگفتم اما دلم داره میترکه.......شیخ! پیشم باش!

تا کی حضرت حافظ بگه:

او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود

کام بستانم از او یا داد بستاند ز من

امشبم میگذره........................


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : شنبه 28 تیر1393 | 1:5 | نویسنده : مروارید |
از اسمانم ماتم ببارد!

هراس بی تو ماندنم ادامه دارد!

به لب رسیده جان کجایی؟

که برده طاقتم جدایی.............

باران تویی! به خاک من بزن!

بازا ببین! که بی مه تو من هوای پر زدن ندارم!

کجایی؟...........................

تمام هوای این شعر تقدیم به بزرگم! با تمام لحظه های این شعر در ارامگاه شیخ پرسه میزنم! با تمام وجود به سمتش می دوم.......................اوج میگیزم!

این ترانه رو گروه چارتار بازخوانی کرده اند به اسم باران تویی.........کار فوق العاده ای شده!


موضوعات مرتبط: عاشقانه ها

تاريخ : جمعه 27 تیر1393 | 1:49 | نویسنده : مروارید |
مورد داشتیم رفته نبرد برابر زن و مرد

.

.

.

.

هنوز برنگشته! داره به مردا میگه برابر یعنی چی؟!!!


موضوعات مرتبط: خنده

تاريخ : چهارشنبه 25 تیر1393 | 1:43 | نویسنده : مروارید |
قسمت هرکی یه جوره!

کاش..........! خدا پس کجایی؟

اینجایی؟ نه؟ خوبه! 

سراغ کی برم که حرفامو بشنوه؟ که برام دل بذاره؟ یکی که عشق داشته باشه؟ یکی که همه چیو درست کنه؟

خدا هیچ کس نمیتونه!

دلم تنگ شده!

ممنون که نگاهم میکنی..............................


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : یکشنبه 22 تیر1393 | 1:38 | نویسنده : مروارید |
سلام خدا.......تنهایی خیلی بده. از تنهایی بدم میاد. پیشم باش! وقتایی که نمیشه زندگی رو درست کرد تو کنارم باش! حرفامو میشنوی؟ 

میشه شما بغلم کنی؟! دستامو بگیر با هم راه بریم.

وقتایی که خنجر دست خودمه باهام مهربونی کن! اصلا نمیدونم...... خدایی کن قربونت برم!


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : پنجشنبه 19 تیر1393 | 0:8 | نویسنده : مروارید |
چرا؟ واقعا چرا ادما به هم اینطوری ارزش میدن؟

 چرا یکی برای بقیه از جون مایه میذاره اما بقیه بی خیال و بی تفاوت میگذرن؟؟؟

از سرد بودن بدم میاد. دلمو میشکنه!

 لطفا به هم رحم کنید


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : پنجشنبه 12 تیر1393 | 1:24 | نویسنده : مروارید |
همیشه یک فرصت به ما داده میشه که بفهمیم کجا ایستادیم! من بالا نیستم اما پایینم نیستم. جایی ایستادم که قلبم میگه هنوز مطمئن نباش! کاش اینقدر زود تصمیم نگیریم............

تاريخ : چهارشنبه 4 تیر1393 | 2:37 | نویسنده : مروارید |

گاهی حس میکنی یه نفر اونقدر که باید برات ارزش نداره! اما اینقدر با اطمینان نگو!

 گاهی حس میکنی دور بودن اذیتت نمیکنه! اما اینطور نیست!

 گاهی دوست داشتن انکار نشدنیه..........

 حتی اگه به بقیه دروغ بگی اما به خودتو دلت نمیتونی دروغ بگی!

توی اینه به چشمات نگاه کن! بهش فکر کن! اشکها به سراغت اومدن؟

پس دیگه دروغ نگو!


موضوعات مرتبط: عاشقانه ها

تاريخ : دوشنبه 2 تیر1393 | 16:39 | نویسنده : مروارید |
روزها می گذرند! 

عکس ارامگاهت ارامش را به قلبم راه می دهد.

همیشه باش! نسیم ارامشم



تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد1393 | 12:16 | نویسنده : مروارید |
جهان جمله تویی! تو در جهان نه!

همه عالم تویی! تو در میان نه!

به جان جمله ی مستان که مستم!

بسوزان هستیم گر بی تو هستم

دلی دارم در او صد عالم اسرار

ولیکن شرح یک سر و زبان نه

خرابم! بیخودم! مستم! چه دانم؟!

کجایی شیخ؟ دیگه طاقت ندارم! تا کی دوری؟ من کجای این ماجرا بودم که.........

کاش یه لحظه پیشم بیای!


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : سه شنبه 13 خرداد1393 | 0:28 | نویسنده : مروارید |

خدا میدونه چی به من گذشته

 دلم از همه از خودم شکسته

هرچی که بوده پاشیده از هم

مثل یک بغض در هم شکسته

 خودم درها رو بستم و رفتم

تو خواستی! اما من برنگشتم

 نفس کشیدم با نفس تو!

من سنگ نبودم اخر شکستم

 سخته! دلتنگی سخته!

قدر یه ساله برام یه لحظه

 تلخه! تنهایی تلخه!

بی کسی بدترین درده

 بسه! خودخوری بسه!

تا کی شب و روز تنم بلرزه؟

عشقت در حد حرفه

بودنت با من یه عادت محضه!

 ...........................................

 باید بتونم تنها بمونم!

اصلا مهم نیست رو به جنونم


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : یکشنبه 11 خرداد1393 | 21:2 | نویسنده : مروارید |
کسی نمیدونه خودکشی بده یا خوبه؟!

پاسخ این سوال یک جواب کاملا نسبیه.

از دید عرفان خود کشی هم خوبه هم بده. اگه من بودنو نابود کنی به تعالی می رسی و اگه نعمت خدا یعنی روح از بدن جدا بشه کار منفوری انجام دادی.

از دید روانشناسی چندین تفکر داره حتی بعضیا باهاش موافقن.

گاهی فکر کردن بهش ترسناکه اما گاهی شیرینه


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : پنجشنبه 1 خرداد1393 | 0:29 | نویسنده : مروارید |

سلام!

بعد از مدتها برگشتم.... اتفاقات زیادی افتاده.... تلخ وشیرین!

مادربزرگمو ۱۵ روز بعد از تولدم از دست دادم. اشکها ریختم در نبودش. هنوزم تلخی جای خالیش ازاذ دهنده است.

حالا یک هفته ای هست که استاد بزرگ موسیقی ایران! استاد لطفی رو از دست دادیم. چقدر هفته قبل گریه کردم و حالا بغضی عمیق دارم. اهنگ ( امشب ای ماه ) از محمد معتمدی خیلی ارومم کرده. واقعا ازش ممنونم.


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : جمعه 19 اردیبهشت1393 | 0:59 | نویسنده : مروارید |

من که فرزند این سرزمینم ، در پی توشه ای ، خوشه چینم
شادم از پیشه ی خوشه چینی ، رمز شادی بخوان از جبینم

قلب ما ، بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما ، بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین ، کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین ، کجا دست حسرت زند بر دامان

ای خوشا پس از لحظه ای چند آرمیدن ، همره دلبران خوشه چیدن
از شعف گهی همچو بلبل نغمه خواندن ، گه از این سو به آن سو پریدن


موضوعات مرتبط: کمی از من
برچسب‌ها: متن اهنگ خوشه چین سالار عقیلی

تاريخ : دوشنبه 19 اسفند1392 | 9:34 | نویسنده : مروارید |

سلااااااااااام! بازم حساسیتم زیاد شده. خیلی عطسه میکنم. چه خبر کچلا؟؟ سر درد عجیبی دارم. دردش نه زیاده نه کم! میگیره ول میکنه!!  فکر کنم بخوابم خوب میشم. فعلا خداحافظ!!!!!!!!!!!!


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : یکشنبه 13 بهمن1392 | 14:10 | نویسنده : مروارید |
خمار صد شبه دارد........

شرابخانه کجاست؟؟؟؟؟



تاريخ : دوشنبه 23 دی1392 | 19:49 | نویسنده : مروارید |
خسته ام! برام دعا کنین! خدایا شکرت.............

خیلی خوبی

وقتی ازت کمک میخوام ازم دریغ نمیکنی



تاريخ : یکشنبه 22 دی1392 | 22:44 | نویسنده : مروارید |
تولدم ۵ ادر بود! مبارکم باشه......

ممنون از دوستان که فراموشم نمیکنن.

سعی میکنم زود برگردم. این روزا نمیشه که بنویسم



تاريخ : چهارشنبه 13 آذر1392 | 14:24 | نویسنده : مروارید |

موضوعات مرتبط: پند

تاريخ : جمعه 26 مهر1392 | 14:32 | نویسنده : مروارید |
ناراحت نیستم! اما گوش میخوام برای شنیده شدن!!!!!!!

ترس گناه بزرگیه... سعی میکنم دچارش نشم اما جدیدا دارم میترسم.

تا حالا از کسی کمک نخواستم. میدونم که مغرورم....

بیحال و بی حوصله نشستم پای لپ تاپ.. کلی بازی کردم باهاش و اهنگ گوش کردم. البوم جدید بابک جهانبخش ( اکسیژن ) گوش کردین؟ یه اهنگ داره به اسم ( تا حالا شده ) خیلی با احساسه. یه قسمت اهنگ اینه :

تا حالا شده دلت واسه خودت تنگ بشه

هر دردت یه اهنگ بشه

تا حالا شده یه چیزی ازت کم بشه

هرچی میخونی تهش غم بشه


موضوعات مرتبط: کمی از من

تاريخ : جمعه 26 مهر1392 | 0:22 | نویسنده : مروارید |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.